تبليغاتX
اصولگرایان گیلانغرب

سید شهیدان اهل قلم:

انفجار اطلاعات! نمی دانم چرا من از این تعبیر آنچنان که باید نمی ترسم و حتی چه بسا مثل کسی که دیگر صبرش تمام شده است از فکر اینکه جهان به سرنوشت محتوم این عصر نزدیک تر می شود خوشحال می شوم. نیچه خطاب به فیلسوفان می گوید: « خانه هایتان را در دامنه های کوه آتشفشان بنا کنید » و من همه کسانی را که در جست و جوی حقیقتند مخاطب این سخن می یابم. «گریختن » مطلوب طبع کسانی است که فقط به عافیت می اندیشند و اگر نه، مرگ یک بار، زاری هم یک بار.

دهکده جهانی واقعیت پیدا خواهد کرد، چه بخواهیم و چه نخواهیم. این حقیقت تنها ما را که شهروندان مطیعی برای این دهکده بزرگ نیستیم مضطرب نمی دارد و بلکه غرب را هم چه بسا بیش تر از ما به اضطراب می اندازد. ما شهروندان مطیعی برای دهکده جهانی نیستیم؛ این سخن نیاز به کمی توضیح دارد.

شهروندِ مطیع کسی است که وجود فردی اش مستحیل در جامعه ای است که پیرامون او وجود دارد. اعتراضی ندارد. استدلال های رسمی را می پذیرد و در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی دارد. تا آنجا تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن می بیند. به آنچه فرا می خوانندش روی می آورد و از آنچه باز می دارندش پرهیز می کند. دروازه های گوش و چشم و عقلش برای پیام های پروپاگاندا باز است و مثلاً در ایران خودمان وقتی می شنود که «بانک فلان، بانک شماست »، باور می کند و پولش را در بانکی انبار می کند که جایزه بیش تری می دهد... و از این قبیل. و خوب! دهکده جهانی هم برای آنکه سر پا بماند به شهروندان مطیعی نیاز دارد که سرشان در آخور خودشان باشد.

در آغاز دهه هشتاد میلادی واقعه بسیار شگفت آوری در کره زمین روی داد که غرب را از خواب غفلتی که به آن گرفتار آمده بود خارج کرد. در نقطه ای از کره زمین که یکی از غلامان خانه زاد کاخ سفید حکومت می کرد، ناگهان میلیون ها نفر از مردم از خانه ها بیرون ریختند و فارغ از ملاحظات و معادلات غریزی مربوط به حفظ حیات، سینه در برابر گلوله ها سپر کردند و ارتشی هم که ده ها میلیارد دلار خرج آن شده بود به انفعالی گرفتار آمد که چاقو در برابر دسته خویش دارد: چاقو دسته اش را نمی برد. مردم چه می خواستند؟ عجیب اینجاست. مردم چیزی می خواستند که هرگز با عقل حاکم بر دنیای جدید جور در نمی آمد: حکومت اسلامی. نمونه ای هم که برای این حکومت سراغ داشتند به سیزده قرن پیش باز می گشت. مردم ایران این « پیام » را از کدام رادیو و تلویزیون، فیلم و یا تئاتری گرفته بودند؟ این پرسشی بود که غرب نمی توانست به آن جواب گوید. مهم نیست که غرب این نوع حرکت های اجتماعی را چه می نامد: بنیادگرایی، ارتجاع و یا هر چیز دیگر... مهم این است که این واقعه نشان داد « حصارهای اطلاعاتی قابل اعتماد نیستند. »

ببینید! واقعه شگفت آوری که رخ داده بود این بود که غرب ناگهان خود را نه با کشور «جشن هنر شیراز» و «آربی آوانسیان» و « اسرار گنج دره جنی » و « دایی جان ناپلئون » و «جشن های دوهزار و پانصد ساله» و «فریدون فرخزاد»... که با کشور سید مجتبی نواب صفوی و حاج مهدی عراقی روبرو یافت. و انقلاب اسلامی در داخل مرزهای « سپهر اطلاعاتی » غرب روی داد، در یک جزیره ثبات، و پیروز هم شد.

مهم اینجاست که واقعه ای نظیر این باز هم در هر نقطه دیگری از جهان می تواند روی دهد. من شهر « دوشنبه » را پیش از آنکه به تسخیر رحمان نبی اُف و ارتش سرخ در آید دیده بودم. در آنجا با روشنفکرانی آشنا شدم که تو گویی از زمان سامانیان آمده بودند و در نماز جمعه در صف نمازگزارانی ایستادم که خارج از آتمسفر رسانه های گروهی و در عصر ابوحنیفه می زیستند و هم اکنون مگر در شرق اروپا و در میان مسلمانان حوزه بالکان چه می گذرد؟ تصویری که ما در مجله « سوره » چاپ کردیم بسیار گویاست: جوانی با گیسوان بلند و عینک رمبویی پیشانی بندی بسته است که روی آن نوشته: « الله اکبر، جهاد ». و این واقعه در میان مرزهای کنترل شده سپهر اطلاعاتی غرب روی داده است؛ و مگر جایی در کره زمین هست که بیرون از این مرزها باشد؟

دهکده جهانی واقعیت پیدا کرده است، چه بخواهیم و چه نخواهیم، و ماهواره ها مرزهای جغرافیایی را انکار کرده اند. این همان دهکده ای است که گرگوار سامسا در آن چشم باز کرده است. این همان دهکده ای است که مردمانش صورت مسخ شده « کرگدن » های اوژن یونسکو را پذیرفته اند. همان دهکده ای که مردمانش « در انتظار گودو » هستند. این همان دهکده ای است که در آن مردمان را به یک صورتِ واحد قالب می زنند و هیچ کس نمی تواند از قبول مقتضیات تمدن تکنولوژیک سر باز زند. این همان دهکده ای است که بر سر ساکنانش آنتن هایی روییده است که یکصد و پنجاه کانال ماهواره ها را مستقیماً دریافت می کنند. این همان دهکده ای است که در آن روبوت ها عاشق یکدیگر می شوند. این همان دهکده ای است که در آن « ترمیناتور دو » به سی سال قبل باز می گردد و خودش را از بین می برد. این همان دهکده ای است که در آن «بَت من» و «ژوکر» با هم مبارزه می کنند. این همان دهکده ای است که در تلویزیون هایش دختران شش ساله را آموزش جنسی می دهند، همان دهکده ای که در آن گوسفندهایی با سر انسان و انسان هایی با سر خوک به دنیا می آیند. این همان دهکده ای است که در آن تابلوی « مسیح از ورای ادرار » ماه ها توجهات همه رسانه های گروهی را به خود جلب می کند. این همان دهکده ای است که در آن دویست و چهل و شش نوع تجاوز جنسی رواج دارد... اما عجیب اینجاست که باز هم این همان دهکده ای است که در زیر آسمانش بسیجیان در رَمل های فکه زیسته اند، همان دهکده جهانی که در نیمه شب هایش ماه، هم بر کازینوهای « لاس وِگاس » تابیده است و هم بر حسینیه « دوکوهه » و گورهایی که در آن بسیجیان از خوف خدا و عشق او می گریسته اند. دنیای عجیبی است، نه؟

بیش از یک قرن است که علی الظاهر هیچ تمدنی جز تمدن غرب در سراسر سیاره زمین وجود ندارد. همه جا در تسخیر این صورت از حیات بشری است که تمدن غرب با خود به ارمغان آورده است. هیچ یک از اُمم عالم نتوانسته اند نه در زبان، نه در فرهنگ، نه در معماری، نه در حیات اجتماعی و نه در زندگی فردی، خود را از تأثیرات تمدن غرب دور نگاه دارند. و اکنون که با وجود ماهواره ها، مرزهای جغرافیایی نیز انکار شده است آینه جادو در یکایک خانه های این دهکده به هم پیوسته جهانی نفوذ کرده است، عقل سطحی چنین حکم می کند که دیگر هیچ چیز نمی تواند حکومت جهانی مفیستوفلس را حتی به لرزه بیندازد، چه رسد به آنکه آن را به انقراض بکشاند. اما چنین نیست.

میلان کوندرا در کتاب « هنر رُمان » از تناقض هایی خاصّ این آخرین دوران تمدن غرب نام می برد که آنها را « تناقض های پایانه ای » می خواند. مثالی که او می آورد می تواند پرده ابهام از این تعبیر به یک سو زند:

در طیّ عصر جدید، عقل دکارتی همه ارزشهای به ارث رسیده از قرون وسطی را، یکی پس از دیگری تحلیل می بـرد. اما، در زمــان پیروزی تــامّ و تمام عقل، ایــن عنصر غیــر عقلی محض ( قدرتی صرفاً در پی خواست خویشتن ) است که بر صحنه جهان تسلط خواهد یافت، زیرا دیگر هیچ نظامی از ارزشهای مقبول همگان وجود ندارد که بتواند مانع پیشروی آن شود.

اگر واقع گرا باشیم جنگ جهانی دوم را یکی از ترمینال هایی خواهیم یافت که ذات پارادوکسیکال غرب در آن ظهور یافته است. نمی دانم شما جنگ کویت را چگونه تفسیر می کنید، اما من در آن یک تناقض می یابم؛ تناقضی که شاخک های حسّ ششم بسیاری از متفکران غربی – و از جمله نوآم چامسکی – آن را دریافت. غرب پیروزی خود را در جنگ کویت در میان یک حسّ اضطراب همگانی جشن گرفت و این اضطراب، از جمله در لوس آنجلس، نشتری شد که دُمل چرکین یک اعتراض واقعی را ترکاند.

غرب ذاتی پارادوکسیکال دارد و این پارادوکس های پایانه ای، سرنوشت محتومی هستند که تمدن امروز به سوی آن راه می سپرده است. انفجار اطلاعات از همین ترمینال هایی است که تناقض نهفته در باطن تمدن امروز را آشکار خواهد کرد. وقتی حصارهای اطلاعاتی فرو بریزد مردم جهان خواهند دید که این دژ ظاهراً مستحکم بنیان هایی بسیار پوسیده دارد که به تلنگری فرو خواهد ریخت. قدرت غرب، قدرتی بنیان گرفته بر جهل است و آگاهی های جمعی که انقلاب زا هستند به یکباره روی می آورند؛ همچون انفجار نور. شوروی نیز تا آن گاه که فصل فروپاشی اش آغاز نشده بود خود را قدرتمند و یکپارچه نشان می داد و غرب نیز آن را همچون دشمنی بزرگ در برابر خویش می انگاشت. تنها بعد از فروپاشی بود که باطن پوسیده و از هم گسیخته شوروی آشکار شد.

اکنون در غرب، همه چیز با سال های دهه 1930 تفاوت یافته است. مردم با اضطرابی که از یک عدم اطمینان همگانی برمی آید به فردا می نگرند. آنها هر لحظه انتظار می کشند تا آن دژ اطلاعاتی که موجودیت سیاسی غرب بر آن بنیان گرفته است با یک انفجار مهیب فرو بریزد و آن روی پنهان تمدن آشکار شود. برای آنکه ردیف منظم آجرهایی که متکی بر یکدیگر هستند فرو ریزد، کافی است که همان آجر نخستین سرنگون شود. تمدن ها هم پیر می شوند و می میرند و از بطن ویرانه هاشان تمدنی دیگر سر بر می آورد. در آغاز، تمدن با یک اعتماد مطلق به قدرت خویش پا می گیرد و هنگامی که این احساس جای خود را به عدم اعتماد بخشید، باید دانست که موعد سرنگونی فرارسیده است.

و اما درباره خودمان. نباید بترسیم. حصارها تا هنگامی مفید فایده ای هستند که دزدان شب رو، بر زمین می زیند، اما آن گاه که دزدان از آسمان فرود می آیند، چگونه می توان به حصارها اطمینان کرد؟ پس باید از این اندیشه که حصارهایی بتوانند ما را از شرّ ماهواره ها محفوظ دارند، بیرون شد و « خانه را در دامنه آتشفشان بنا کرد. » باید در رو به رو شدن با واقعیت، به اندازه کافی جرئت و شجاعت داشت. غرب چنین است که در عین ضعف، بیش تر از همیشه رجز می خواند تا خود را در پناه وهم حفظ کند. جنگ کویت چنین بود و بنابراین، تنها اسیران حصارهای توهّم را به وحشت دچار کرد نه آنان که ضعف و پیری این قداره بند مفلوک را در پس اعمال و اقوالش می دیدند. می خواهم بگویم که خود ماهواره، در عالم واقع، آن همه ترس ندارد که طنین این خبر در عالم وهم: « ماهواره دارد می آید. » طنین این خبر تا آنجا هراسناک است که بسیاری، از هم اکنون فاتحه همه چیز را خوانده اند: هویت ملی، اخلاق، زبان فارسی... چنان که پیش از آمدن تلویزیون نیز سخنانی چنین در افواه بود.

ماهواره مظهر آن پیوستگی جهانی است که تمدن جدید انتظار می برده است. آمریکا نیز مظهر آن اراده جمعی است که همراه با بشر جدید پیدا شده و در جست و جوی قدرت و استیلا، توسعه و اطلاق یافته است. « استیلا » و « ولایت » هم ریشه هستند و اگر بعضی از محققان استیلای غرب را بر عالم « ولایت طاغوت » خوانده اند، تعبیری را می جسته اند که بتواند مفاهیم جدید را در حوزه معرفت دینی معنا کند؛ و چه تعبیر درستی یافته اند. غرب، از همان آغاز، غایتی مگر برپایی یک حکومت جهانی نداشته است و هم اکنون نیز چه آنان که از حاکمیت ماهواره ها به وحشت افتاده اند و چه آنان که مشتاقانه چنین روزی را انتظار می برند، هر دو، حاکمیت ماهواره ها را با حاکمیت جهانی غرب یکسان گرفته اند؛ و هر دو اشتباه می کنند.

 


+ نوشته شده در  86/07/26ساعت 0:45  توسط اصولگرایان گیلانغرب  | 

 سجاد فياض

 ديپلماسي فعال هسته اي به مقطعي از فراز و نشيب هاي چند سال اخير اطلاق مي گردد كه نقطه شروع آن مقارن با تنفيذ حكم رياست جمهوري دكتر محمود احمدي نژاد و فك پلمپ مركز UCF اصفهان (10 مرداد 84- 1 آگوست 2005) است. پيش از اين مقطع، تيم مذاكراه كننده هسته اي با پذيرش موافقتنامه هاي تهران (سعدآباد) و پاريس به تعليق كليه فعاليتهاي هسته اي تن داده و در عقب نشيني هاي گام به گام، تصوير نسبتاً كاملي از يك ديپلماسي انفعالي و متأثر به نمايش درآمده بود.

 در حال حاضر قصد، بر بازخواني تحولات 5/4 سال اخير نيست. شوراي امنيت با سومين قطعنامه پياپي در چهارمين روز از سال نو به استقبال برنامه هسته اي ايران آمد و البته تيغ كند اين شورا موفق به بريدن محدوديت هايي فراتر از  محدوديت هاي تكراري صنايع موشكي و هسته اي نشد.

 هرچند كه سياست قطعي عدم تعليق غني سازي به عنوان يكي از مؤلفه هاي ديپلماسي فعال هسته اي پيش از اين از سوي مقامات بلندپايه كشور مورد تأكيد قرار گرفته و رجانيوز نيز به آن اشاره كرده بود اما بيانات صريح رهبري در جمع زائران حرم رضوي (ع) ضمن اينكه اين خطوط قرمز را پررنگ تر و غيرقابل عبور نمود، جلوه ديگري از ديپلماسي فعال و تهاجمي را به رخ حريف قدار كشيد:« اگر قرار باشد بخواهند از شوراى امنيت استفاده‏ى ابزارى كنند، و بخواهند اين حق مسلّم را از اين راه نديده بگيرند، ما تا امروز آنچه را كه انجام داديم، برطبق قوانين بين‏المللى انجام داديم؛ اگر آنها بخواهند بى‏قانونى كنند، ما هم مى‏توانيم بى‏قانونى كنيم و خواهيم كرد. اگر بخواهند با تهديد و اعمال زور و خشونت رفتار كنند، بدون ترديد بدانند ملت ايران و مسئولين ايران در مقابل دشمنانى كه به آنها تعرض كنند، از همه‏ى ظرفيت خود براى ضربه زدن استفاده خواهند كرد

اين ديپلماسي فعال نياز به يك نيروي پيشرانه دارد. نيروي پيشرانه اي كه بايد از يك منبع پتانسيل قوي تغذيه شود و بر همين اساس، سال جاري با حركت مدبرانه رهبر انقلاب تحت عنوان "اتحاد ملي و انسجام اسلامي" به عنوان منبع پتانسيل نيروي پيشرانه ديپلماسي فعال هسته اي نامگذاري گرديد. «من به همين مناسبت به عناصر سياسى داخلى هم دوستانه نصيحت مى‏كنم؛ مراقب باشند، طورى حرف نزنند، طورى موضعگيرى نكنند كه به مقاصد دشمن در اين جنگ روانى كمك شود؛ به دشمن كمك نكنند. امروز هر كس كه مردم را نااميد كند و به خود، به مسئولين و به آينده بى‏اعتماد كند، به دشمن كمك كرده. امروز هر كس كه به اختلافات دامن بزند - هر نوع اختلافاتى - به دشمن ملت ايران كمك كرده. كسانى كه قلم دارند، بيان دارند، تريبون دارند، جايگاهى دارند، بايد مراقب باشند؛ نبايد بگذارند دشمن از آنها استفاده كند. جنگ روانى دشمن، مهمترين بخش مبارزه‏ى دشمن با ملت ايران است به بيان ديگر،موقعيت فعلي اقتضاي آن دارد كه همه گروهها، جريانات و فعالين سياسي، آبي بر آتش مخاصماتي كه با تولد دولت نهم، هر روز بيشتر زبانه مي كشند، انداخته و منافع ملي را قرباني حب و بغض هاي جناحي ننمايند. 

"تعرف الاشياء باضدادها"؛ اين جمله حكمت آميز گوياي آنست كه چنانچه اراده اي براي حركت و بقاء بر سبيل اتحاد ملي تعلق گرفته باشد، نخست بايد موانع و اضداد اين اتحاد شناسايي شده و برحذر داشته شوند. رهبر انقلاب نيز مفهوم سازي "اتحاد ملي" را با تشريح برنامه هاي 2 دشمن دروني و بيروني براي گسستن اين اتحاد، تكميل نمودند. 

1- جنگ رواني، 2- جنگ اقتصادي، 3- مقابله با پيشرفت و اقتدار ملي

 جنگ رواني همانگونه كه از نام آن پيداست، روان؛ لايه زيرين يك جامعه را هدف گرفته و غايت مرعوب سازي، تضعيف از درون و متلاشي نمودن اراده ملي را دنبال مي كند. اما توده مردم بسادگي مرعوب نمي شوند لذا دشمن، فاز عملياتي جنگ رواني را از 3 كانال غيرمستقيم جستجو مي كند: 

تطميع يا مرعوب نمودن مسئولين، القا و تلقين اطلاعات نادرست و سرانجام بي اعتماد سازي مردم نسبت به مسئولين

 جستاري گذرا در موضع گيريهاي برخي عناصر داخلي، مصاديقي از بازي خوردن آگاهانه يا ناآگاهانه اين افراد در پروسه جنگ رواني دشمن را آشكار مي سازد و آنچه در اين ميان مايه تأسف است اينكه، اين بار ميدان منازعه و محل مناقشه جريانات غافل يا مغرض، نه موضوعاتي چون مباحث انديشه اي و نظري بلكه بر سر بازار منافع ملي است. جريانات مخالف دولت تيغ خود را جايي از غلاف بيرون مي كشند كه دشمن نيز تيغ بدست در سوي ديگر اين ميدان ايستاده و هنگامي كه نظاره گر نزاع دروني مي گردد، به خيال ضعف حريف در اثر جنگ داخلي و عدم پشتيباني از وي، جري تر و با روحيه اي مضاعف پا به ميدان مي نهد. 

ده ها روزنامه، خبرگزاري و سايت اينترنتي با خاستگاههاي متفاوت اما انگيزه هاي يكسان روزانه به پمپاژ اطلاعات نادرست و بي اعتماد ساختن مردم نسبت به دولت مشغولند. دشمن در كارآيي فشارهاي بيروني به شدت دچار ترديد شده و دل به مؤثر افتادن جنگ رواني در داخل بسته است. بد نيست به عنوان تأييد اين ادعا، خبر مهمي كه روزنامه انگليسي فايننشال تايمز از مذاكرات "برنز" و "ليوي" دو مقام ارشد وزارت امورخارجه و وزارت خزانه داري امريكا در مجلس سنا، منتشر كرد، مورد اشاره قرار گيرد. در اين جلسه چند تن از سناتورها درخواست شفاف خود براي اعمال محدوديت هاي واقعي اقتصادي عليه ايران را ابراز مي دارند. حتي سناتور دموكرات ايالت نيوجرسي، اينچنين از دولت امريكا انتقاد مي كند: «ما زماني كه حرف مي زنيم بسيار خشن صحبت مي كنيم ولي هنگام عمل كه مي رسد، مانند يك بچه گربه عمل مي كنيم 

در مقابل برنز و ليوي به دو واقعيت در زمينه اعمال تحريم هاي سخت عليه ايران اذعان مي كنند:1- اعمال تحريم هاي افزونتر، اجماع موردنظر امريكا عليه ايران را متزلزل خواهد ساخت.
2- 
هدف از اعمال تحريم ها، وارد كردن فشار به ايران است نه به متحدان ايالات متحده در حاليكه در جريان تحريم هاي واقعي، متحدان اروپايي و آسيايي ايالات متحده همانقدر متضرر مي شوند كه ايران. 

جنگ رواني دشمن كه بنا به فرمايش رهبري، مهمترين بخش مبارزه دشمن با ملت ايران است، در داخل از سوي 3 طيف مجزا، راهبري مي شود:

 1- ورشكستگان سياسي: اين گروه كه در سالهاي اخير و با روشن شدن خاستگاه ليبرالي و وابسته خود، با بي اقبالي دفعي مردم روبرو شده اند، قصد تنبيه ملت و پشيمان نمودن آنان از انتخاب گزينه اي غير از ليبرال ها را دارند و از هر فرصت و منفذي براي ضربه زدن به دولت و نااميد كردن مردم بهره مي برند. همچنين اين گروه موفقيت دولت در قضيه هسته اي با بهره گيري از راهبرد ديپلماسي فعال را مساوي روسياهي تمام عيار خود نزد ملت و پايان قطعي ته مانده حيات سياسي خود مي پندارند (پنداري كه دور از واقعيت هم نيست). اين طيف كه با فريبكاري، سالها طعم قدرت را تجربه كرده اند، اكنون تاب دوري و مهجوري را نيآورده و در قامت ژنرال هاي داخلي جنگ رواني دشمن، آگاهانه، به مسئله هسته اي به مثابه ابزاري براي تحقق غايات جنگ رواني مي نگرند. توپخانه رسانه اي قوي و زنجيره اي اين گروه همه روزه به بمباران اعتماد ملي و غوغاسازي در عرصه سياسي كشور سرگرم است. 

2- متوهمين سياسي: اين گروه كه در زمره مخالفان دولت از نظر عددي نيز در اقليتند، دچار توهمات مزمني هستند كه در اثر ناكامي هميشگي در دستيابي به قدرت دچار آن شده اند. متعلقين به اين طيف همواره مي كوشند در لباس استراتژيست هايي كارآمد كه براي تمام مسائل جهان نسخه دارند و تحولات آينده دنيا را نيز با دقت قادر به پيش بيني هستند، ظاهر شوند. پس گاهي خبر از حمله قطعي امريكا به ايران (آن هم با زمان مشخص!) مي دهند و گاه خود را منجيان "خط سوم" مي پندارند كه راست، چپ، اصولگرا، محافظه كار و ... بايد گوش به فرمان اوامر منجيانه و چشم به راه نسخه هاي شفابخش آنان باشد. رسانه وابسته به اين جريان نيز براساس دو نوع توهم مذكور، سعي فراواني در گسستن اعتماد ملت از دولت و شتابدهندگي به دستگاه جنگ رواني دشمن در پروژه مرعوب سازي با پشتوانه شايعات بي اساسي همچون حمله امريكا دارد. القاء شكاف و اختلاف ميان مسئولان ارشد جمهوري اسلامي در مسئله هسته اي با هدف نهايي تضعيف و تخطئه جايگاه رئيس جمهور، نيز تاكتيك خطرناكي بود كه از سوي بخش رسانه اي اين جريان در آستانه سفر دبير شوراي عالي امنيت ملي به كنفرانس امنيتي مونيخ به اجرا درآمد. 

3- مفسدين سياسي، اقتصادي: اين گروه نيز كه با روي كارآمدن دولت نهم، شريانهاي فساد را قطع شده يا در حال انقطاع مي بيند، چاره اي جز اخلال و سنگ اندازي و تعقيب هدف جنگ رواني دشمن در قالب آگاهانه متصور نيست. چنانچه طيف سنجي اينچنيني از جريانات و شخصيتهاي فعال سياسي و موانع فراروي اتحاد ملي و به تبع آن ديپلماسي فعال هسته اي صورت نگيرد و فضا همچنان غبارآلود باقي بماند، برخي از اين گروهها، ماهي فرصت طلبي را با استراتژي فرار به جلو از اين آب گل آلود ستانده و عوامل تفرقه و انشقاق، به مدعيان سينه چاك اتحاد تبديل مي شوند! بنابراين لازم است سنگ محكي براي سنجش ادعاي مدعيان درنظر گرفته شود و رفتار و گفتار فعالين سياسي به محك اين سنگ گذارده شود. بيانات رهبر انقلاب بهترين سنگ محك بوده و از آنجا كه ايشان طي ماههاي اخير علاوه بر نماياندن خطوط كلي، مصاديق روشني را نيز به عنوان نمونه و راهنمايي براي فهم بهتر، مشخص مي سازند، تميز پايبندان به منافع و اتحاد ملي و پيشبرد ديپلماسي فعال هسته اي، از تفرقه انگيزان دشوار نخواهد بود.

 

 

+ نوشته شده در  86/03/05ساعت 21:6  توسط اصولگرایان گیلانغرب  | 


دیپلمات‌های کشورهای گروه 1+5 تلاش گسترده‌ای را آغاز کرده‌اند تا با جلب موافقت اعضای غیر دائم شورای امنیت نسبت به پیش نویس پیشنهادی‌شان،تا روز شنبه راه را برای صدور قطعنامه دیگری هموار کنند که فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک بر تهران را به خاطر ادامه غنی‌سازی اورانیوم افزایش می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس «ژان مارک دلاسابیه» نماینده دائم فرانسه در سازمان ملل ظهر پنجشنبه به خبرنگاران گفت: «اکثریت قاطع کشورهای عضو شورا حمایت خود را از پیش نویس پیشنهادی 1+ 5 ابراز داشته و من فکر می‌کنم اکنون در موقعیتی قرار داریم که می‌توانیم با جلب نظر سایر اعضاء و تغییر برخی جزئیات، قطعنامه دیگری را بدون حتی یک مخالف درباره برنامه هسته‌ای ایران به تصویب برسانیم».

این اظهارنظر یک روز پس از آن بیان شد که منابع خبری اعلام کردند برخی اعضای غیردائم شورای امنیت در اقدامی کم سابقه خواهان ایجاد تغییراتی در پیش نویس ارائه شده از سوی گروه 1+5 برای اعمال تحریم‌های اقتصادی جدید علیه تهران شده‌اند. جلب نظر هر 15 عضو شورا برای دادن رای مثبت به قطعنامه از نظر آمریکا و متجدان اروپایی اش یسیار مهم است زیرا به گمان آنان اعتبار قطعنامه و ضمانت اجرائی آن را افزایش می دهد.
هیات‌های نمایندگی ایالات متحده، فرانسه و بریتانیا تلاش زیادی به خرج می‌دهند که رای گیری درباره قطعنامه حداکثر تا روز شنبه انجام شود ولی با توجه به موضع مخالف آفریقای جنوبی (رئیس دوره ای شورا) نسبت به پیش نویس پیشنهادی آنان احتمالا رای گیری به اواسط هفته آینده موکول خواهد شد.
در همین ارتباط قطر و انذونزی دیگر اعضای غیردائم شورا نیز خواستار گنجاندن یک بند جدید در پیش نویس پیشنهادی اعضای دائم هستند که به طور غیرالزام آور خواستار عاری سازی منطقه خاورمیانه از تسلیحات هسته ای می‌شود. به گفته منابع خبری، اندونزی و قطر خواستار افزایش ضرب الاجل قطعنامه از 60 روز به 90 روز و نیز حاکم ساختن فرمول «تایم اوت» بر این ضرب الاجل شده اند تا هرزمان که تهران اقدام به تعلیق غنی سازی اورانیوم نمود اجرای تحریم ها متوقف شود.

آلخاندرو ولف نماینده موقت آمریکا در سازمان ملل مخالفت کشورش را با این موضوع ابراز داشته است ولی ویتالی چورکین نماینده روسیه گفته است که کشورش به منظور افزایش تعداد آرای موافق قطعنامه با این پیشنهاد برخوردی مثبت خواهد داشت.

متن پيش‌نويس قطعنامه ضد ايراني در وضعيت آماده راي‌گيري (وضعيت آبي) قرار گرفت و پنج‌قدرت اتمي داراي حق وتو گفتند كه روزشنبه راي‌گيري خواهند كرد، اقدامي كه نارضایتی شماري از اعضاي غيردائم شورا به‌عنوان نمايندگان افكار عمومي جهان را برانگيخته است.

در این حال دوميساني كومالو سفير آفريقاي جنوبي و رييس دوره‌اي شوراي‌امنيت پنجشنبه شب به وقت نيويورك (صبح جمعه به وقت تهران) به خبرنگاران گفت: به نظر مي‌رسد كه بازي بسكتبال را روز شنبه نمي‌توانيم ببينيم! بانيان پيش‌نويس قطعنامه متني را به ما ارائه دادند كه برخي از تغييرات ما را در آن گنجانده‌اند و برخي ديگر را نپذيرفته‌اند.

وي افزود: قرار است كه راي‌گيري را روزشنبه انجام دهند و آنها مي‌خواهند كه آن را امشب در وضعيت آبي بگذارند و ساعت ‪ ۱۱‬روز جمعه نشستي در اين‌باره خواهيم داشت.

كومالو گفت: آفريقاي جنوبي كاملا نااميد شده چراكه تغييراتي را كه ما مطرح كرديم با حسن نيت بوده و ما انتظار داشتيم كه پايتختهايمان فرصت مطالعه اين متن را داشته باشند. آنها مي‌گويند اين متني است كه تهيه شده و مي‌خواهند آن را در وضعيت آبي بگذارند و روز شنبه راي‌گيري كنند.

سفير آفريقاي جنوبي اظهارداشت: از اين كه تصميم وزير خارجه آفريقاي جنوبي چه باشد اطلاع ندارم و نمي‌دانم كه اجماع وجود خواهد داشت يا خير. به نظر مي‌رسد كه چند تغيير از ما و چند تغيير از اندونزي را پذيرفته‌اند ولي آنچه را كه قطر گفته، احتمالا نپذيرفته‌اند. آنها به ما گفتند كه فرصت مذاكره داريم ولي اين گونه نبود، مساله اين است كه به وزير ما فرصت نمي‌دهند تا بفهمد كه چه شده است.

وي افزود: البته هنوز اين متن را با دقت نخوانده‌ام و همين حالا بايد آن را براي وزير خارجه بفرستم. اين تغييرات خيلي سطحي (آرايشي) هستند البته بايد بيشتر به آن نگاه كنم.

از وي سوال شد: چقدر نگران هستيد كه اين تغييرات بيش از برنامه هسته‌اي ايران پيش رفته باشد؟
رييس دوره‌اي شوراي امنيت گفت: ما كه اين قطعنامه را ننوشتيم... اما اين را مي‌دانم كه ما را احمق فرض كرده‌اند (فريب داده‌اند) و درباره راي آفريقاي جنوبي بايد از وزير خود سووال كنم.

خبرنگاري از وي پرسيد: از نظر ديپلماسي چه چيزي از دست رفته است؟ وي جواب داد: آنها صحبت از اجماع مي‌كردند كه همه ما بايد پيام محكمي به ايران بدهيم ولي براي اين بايد به وزيران ما فرصت بدهند تا متن را مطالعه كنند.

كومالو در رابطه با سفر رييس جمهوري ايران به نيويورك گفت كه بايد به سفير ايران اطلاع بدهد كه اگر رييس جمهور ايران سعي دارد در اين نشست شركت كند بايد حركت كند و به نظر او براي ايران عادلانه نيست.

سفير آفريقاي جنوبي تصريح كرد كه بانيان قطعنامه او را گمراه كرده‌اند.

ژان‌ مارک‌ دلا سابلير نماينده‌ فرانسه‌ در سازمان‌ ملل‌ گفت:‌ اصلاحيه‌ هاي‌ مورد نظر افريقاي‌ جنوبي‌ با رويکرد پنج‌ به‌ علاوه‌ يک‌ مغايرت‌ دارد.

‌وي‌ گفت‌ : به‌ نظر ما فشار برايران‌ بايد حفظ شود اما اصلاحيه‌ هاي‌ مورد نظر افريقاي‌ جنوبي‌ قطعنامه‌ را ضعيف‌ مي‌ کند‌ .


منابع ديپلماتيک‌ غربی گفتند: پيشنهادهاي‌ اندونزي‌ و قطر در مقايسه‌ با پيشنهاد افريقاي‌ جنوبي‌ مصالحه‌ پذير تر به‌ نظر مي‌ رسد‌

 
+ نوشته شده در  86/01/04ساعت 0:50  توسط اصولگرایان گیلانغرب  | 

نماينده ايران در كنفرانس بغداد:
خروج نيروهاي اشغالگر آرامش را به عراق بر مي‌گرداند

خبرگزاري فارس: معاون وزير امورخارجه ايران كه به نمايندگي از اين كشور در كنفرانس بغداد شركت كرده است، گفت: «خروج نيروهاي اشغالگر به حل مشكل ناآرامي در عراق كمك مي‌كند.»

هاشمي رفسنجاني : امام با الهام از حماسه كربلا مردم را براي مقابله با دشمن آماده كرد

 شهرري، ايرنا ‪۸۵/۱۲/۱۹‬
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت : رهبر فقيد انقلاب اسلامي، با الهام از حماسه كربلا، ملت انقلابي ايران را آماده حركت كرد و به سوي مقابله با دشمن سوق داد.

سعيدلو در گفتگو با خبرنگاران:
تغيير رويكرد دولت در سفرهاي استاني در دست بررسي است

خبرگزاري فارس: معاون اجرايي رئيس جمهور از آغاز دور دوم سفرهاي استاني دولت بعد از يك ماه استراحت در اواسط ارديبهشت و اويل خرداد86 خبر داد و گفت: رويكرد دولت در اين سفرها تغيير مي‌كند.

+ نوشته شده در  85/12/19ساعت 21:17  توسط اصولگرایان گیلانغرب  |