اخبار رسیده به وبلاگ بصیرت حاکی از آن است که برخی از سیاسیون استان برای رهایی از وضعیت موجود و آمدن استاندار جدید به استان از ابراهیم عزیزی کمک گرفته اند و از وی خواسته اند تا در ملاقات خصوصی با دکتر احمدی نژاد تکلیف استانداری کرمانشاه را یکسره کرده و بیشتر از این مسئله تعیین استاندار را طولانی نکنند. این در حالی است که ابراهیم عزیزی یکی از عاملین اصلی انتخاب غفوری برای استانداری کرمانشاه بوده است
آبادگران جوان :ابراهیم عزیزی با حكم رئيس جمهور به سمت معاون توسعه مديريت و برنامه انساني رياست جمهوري منصوب شد.ابراهيم عزيزي عضو حقوقدان شوراي نگهبان با حكم محمود احمدي نژاد رئيس جمهور به سمت معاون توسعه مديريت و برنامه انساني رياست جمهوري منصوب شد. پس از ادغام سازمان مديريت و برنامه ريزي در نهاد رياست جمهوري نيز برقعي رئيس سازمان مديريت به سمت معاون نظارت راهبردي و برنامه ريزي رئيس جمهور منصوب شده بود
با سلام و تشکر به خاطر فعالیت در عرصه ی اطلاع رسانی درج خبر مربوط به نشست بزرگان و بکار بردن عباراتی مانند"شکست یک ائتلاف در گیلانغرب" و "تیر خلاص" از طرف شما مایه تاسف فراوان است.تقریبا تمامی مطالب خلاف واقع است و این امر با اصولگرایی در تضاد است.در کدام اصل از اصول دینی و شرعی و قانونی ما "نشر اکاذیب"مجاز و رواست؟حیف است فعالیت ارزشمند خود را با درج چنین مطالبی زیر سوال ببرید.تردیدی نیست که تیر خلاصی که از آن یاد کرده اید در آستین مغرضانی است که نه با نیت خیر بلکه با هدف تخریب و ایجاد نفاق و تفرقه سعی در آلوده کردن فضای سالم انتخابات دارند(سو’ تفاهم پیش نیاید منظور بنده افرادی هستند که شایعات و اطلاعات غلط و غیرواقعی را پخش می کنند).بنده و دوستانم فرض را بر آن می گیریم که اطلاعات توسط افرادی به شما منتقل گردیده است که نیت سو’ داشته و اعلام می دارم که نه بنده و نه هیچیک از آقایان پرواز- پروانه و مهندس پرواره برخلاف نظر بزرگان عمل نکرده و به نظرات آن ها پایبند بوده و هستیم.برای رفع شبهات و ادای دین شرعی پیشنهاد می گردد خبر را تصحیح و من بعد در گزینش و حصول اطمینان از صحت اخبار دقت بیشتری مبذول فرمایید. پاینده باشید.
اصولگریان گیلانغرب: با عرض سلام خدمت دوست عزیز و ارجمند جناب آقای دکتر مجردی از اینکه نسبت به نامه با عنوان شکست یک ائتلاف واکنش نشان دادید و جوابیه هم فرستادید سپاسگزارم و از اینکه عبارات بکار رفته باعث رنجیده خاطر حضرتعالی و هچنین مهندس پرواره گردیده است گردیده عذر خواهی می کنم اینجانب روحیه اصولگرایی شما را ارج نهاده و به شما اطمینان می دهم قصد و قرضی در بیان مطالب نبوده و فقط با هدف اطلاع رسانی به بازدید کنندگان از وبلاگ این مقاله درج گردید ولی گفته هایی که دربین مردم راجع به جلسه بزرگان و معتمدین ایل بزرگوار سیا سیا وجود دارد این است که در آن جلسه همگی به توافق رسیدید که فقط یک نفر از بزرگواران در صحنه انتخاباتی حضور داشته باشد .و به نظر من با توجه با اطلاع رسانی غیر رسمی(بیان شفاهی از طرف افراد مختلف) ایده خوبی است اگر قبل ازپخش شایعات خود برگزار کنندگان جلسات نتایج را از طریق رسانه های محلی اعلام نمایند و ماهم از شما شخصیت بزرگوار و دانشگاهی انتظار داریم بپذیرند که در عصر انفجار اطلاعات هیچ خبری مخفی نخواهد ماند پس بهتر است قبل ازبروزشایعات خودمان اطلاع رسانی دقیق داشته باشیم گیری شود به هر صورت هم چون گذشته به همه دوستان و عزیزانی که کار های سیاسی و فرهنگی انجام می دهد اعلام می دارم وبلاگ اصولگرایان گیلانغرب آماده درج نظرات و انتقادات سازنده شمابزرگواران می باشد .
|
خبرهای موثق حکایت از آن دارد که بهروز همتی یکی از اصلی ترین گزینه های اصولگرایان استان کرمانشاه دیگر تمایلی برای شرکت در انتخابات مجلس هشتم نداشته و در محافل خصوصی از انصراف خود از شرکت در این انتخابات سخن به میان آورده. این در حالی است که تا الان همتی یکی از اصلی ترین گزینه های کاندیداتوری در حوزه انتخابیه کرمانشاه بود و برخی از اصولگرایان حساب ویژه ای روی او باز کرده بودند. اما بنظر می رسد علت اصلی بی میلی همتی از شرکت در انتخابات دور زدن سیاسی وی توسط برخی از دوستانش باشد که در حالی که این دوستان همیشه همتی را از وزنه های سیاسی اصولگرایان می دانستند این بار در حق وی جفا کرده و به قول معروف همتی را دور زده اند و نه تنها به حمایت از وی نپرداخته بلکه از وی خواستند که در انتخابات آتی شرکت نکند تا کاندیدای مورد نظر خودشان آراء اش شکسته نشود |
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، الهام در نشست خبري خود درباره تغيير دبير شوراي عالي امنيت ملي گفت: آقاي لاريجاني به دلايل شخصي مايل بود در حوزههاي ديگري فعاليتهاي سياسي و مديريتي داشته باشد و چند بار هم از رئيس جمهور خواسته اند كه از اين سمت كنارهگيري كنند. | |||
آیا ائتلاف حول محور بزرگان ایل در آستانه انتخاب مجلس هشتم جواب خواهد داد ؟
اگر سابقه چندین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه قصر شیرین بخصوص حوزه فرعی گیلانغرب را بررسی کنیم همواره این ائتلاف ها ایلی به عنوان محور و پیشتاز فعالیت های تبلیغاتی و انتخاباتی را رقم می زد و ائتلاف های سیاسی کمتردخیل بودند .
در پی رایزنی های چهار نامزد احتمالی طایفه محترم سیا سیا با بزرگان و معتمدین این طایفه شهرستان گیلانغرب و پس از بحث های فراوان بنا به گفته حاضرین در مجلس نتیجه این نشست ها منجر به این شد که با وجود شایستگی هر چهار نفر نامزد احتمالی برای جلوگیری از پراکندگی و توزیع آرا در بین چهار نفر ، نهایتاً حذف همه کاندیدا های این طایفه همه حاضرین بزرگان و معتمدین متقاعد شده بودندکه فقط جناب آقای ماشاءاله پروانه به عنوان کاندیدای این طایفه خود را برای مبارزه انتخاباتی آماده کند و ظاهراً آقایان حشمت اله پرواز ماشاءاله پرواره و حمید مجردی در این جلسه نسبت این کار اعتراض نکرده بودند و حتی خود آقای پروازدر محافل عمومی نامزدی خود را تکذیب کرد و اعلام کرده بود که قصد شرکت ندارد.به هر صورت بعد از این توافق اولین تیر به سمت این ائتلاف ایلی از طرف آقای حمید مجردی با نوشتن جوابیه برای وبلاگ اصولگرایان گیلانغرب توافقات نشست بزرگان ایل محترم سیاسیا را زیر سوال برد و اعلام کرد که در این جلسه فقط آقایان پرواز و ماشاءاله پرواره با وجود شایستگی کنار کشیدند ومقرر گردید تا در جلسه دیگری مذاکراتی بین من (مجردی) و آقای ماشاءاله پروانه در خصوص نامزد نهایی انجام شود که تاکنون این نشست شکل نگرفته است. دومین تیر خلاصی به سمت ائتلاف ایلی از سوی آقای حشمت اله پرواز صورت گرفت ایشان که در طی هفته های گذشته نامزدی خود را برای انتخابات مجلس هشتم رد کرده بود در طی روز های گذشته کار تبلیغاتی خود را آغاز کرده است و این یعنی شکست نشستی که مدتها برای آن زحمت فراوان کشیده بودند در این میان تنها آقای مهندس پرواره می ماند که از ابتدا معلوم بود که ایشان قصد کاندیداتوری ندارند به هرصورت ما منتظر آینده می مانیم تاببینیم آیا معتمدین و برزگان می توانند سه نامزد را متقاعد نمایند و آیا فرمولی وجود دارد تا بتوان بر اساس آن منافع همه آنها تامین شود
سید شهیدان اهل قلم:
انفجار اطلاعات! نمی دانم چرا من از این تعبیر آنچنان که باید نمی ترسم و حتی چه بسا مثل کسی که دیگر صبرش تمام شده است از فکر اینکه جهان به سرنوشت محتوم این عصر نزدیک تر می شود خوشحال می شوم. نیچه خطاب به فیلسوفان می گوید: « خانه هایتان را در دامنه های کوه آتشفشان بنا کنید » و من همه کسانی را که در جست و جوی حقیقتند مخاطب این سخن می یابم. «گریختن » مطلوب طبع کسانی است که فقط به عافیت می اندیشند و اگر نه، مرگ یک بار، زاری هم یک بار.
دهکده جهانی واقعیت پیدا خواهد کرد، چه بخواهیم و چه نخواهیم. این حقیقت تنها ما را که شهروندان مطیعی برای این دهکده بزرگ نیستیم مضطرب نمی دارد و بلکه غرب را هم چه بسا بیش تر از ما به اضطراب می اندازد. ما شهروندان مطیعی برای دهکده جهانی نیستیم؛ این سخن نیاز به کمی توضیح دارد.
شهروندِ مطیع کسی است که وجود فردی اش مستحیل در جامعه ای است که پیرامون او وجود دارد. اعتراضی ندارد. استدلال های رسمی را می پذیرد و در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی دارد. تا آنجا تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن می بیند. به آنچه فرا می خوانندش روی می آورد و از آنچه باز می دارندش پرهیز می کند. دروازه های گوش و چشم و عقلش برای پیام های پروپاگاندا باز است و مثلاً در ایران خودمان وقتی می شنود که «بانک فلان، بانک شماست »، باور می کند و پولش را در بانکی انبار می کند که جایزه بیش تری می دهد... و از این قبیل. و خوب! دهکده جهانی هم برای آنکه سر پا بماند به شهروندان مطیعی نیاز دارد که سرشان در آخور خودشان باشد.
در آغاز دهه هشتاد میلادی واقعه بسیار شگفت آوری در کره زمین روی داد که غرب را از خواب غفلتی که به آن گرفتار آمده بود خارج کرد. در نقطه ای از کره زمین که یکی از غلامان خانه زاد کاخ سفید حکومت می کرد، ناگهان میلیون ها نفر از مردم از خانه ها بیرون ریختند و فارغ از ملاحظات و معادلات غریزی مربوط به حفظ حیات، سینه در برابر گلوله ها سپر کردند و ارتشی هم که ده ها میلیارد دلار خرج آن شده بود به انفعالی گرفتار آمد که چاقو در برابر دسته خویش دارد: چاقو دسته اش را نمی برد. مردم چه می خواستند؟ عجیب اینجاست. مردم چیزی می خواستند که هرگز با عقل حاکم بر دنیای جدید جور در نمی آمد: حکومت اسلامی. نمونه ای هم که برای این حکومت سراغ داشتند به سیزده قرن پیش باز می گشت. مردم ایران این « پیام » را از کدام رادیو و تلویزیون، فیلم و یا تئاتری گرفته بودند؟ این پرسشی بود که غرب نمی توانست به آن جواب گوید. مهم نیست که غرب این نوع حرکت های اجتماعی را چه می نامد: بنیادگرایی، ارتجاع و یا هر چیز دیگر... مهم این است که این واقعه نشان داد « حصارهای اطلاعاتی قابل اعتماد نیستند. »
ببینید! واقعه شگفت آوری که رخ داده بود این بود که غرب ناگهان خود را نه با کشور «جشن هنر شیراز» و «آربی آوانسیان» و « اسرار گنج دره جنی » و « دایی جان ناپلئون » و «جشن های دوهزار و پانصد ساله» و «فریدون فرخزاد»... که با کشور سید مجتبی نواب صفوی و حاج مهدی عراقی روبرو یافت. و انقلاب اسلامی در داخل مرزهای « سپهر اطلاعاتی » غرب روی داد، در یک جزیره ثبات، و پیروز هم شد.
مهم اینجاست که واقعه ای نظیر این باز هم در هر نقطه دیگری از جهان می تواند روی دهد. من شهر « دوشنبه » را پیش از آنکه به تسخیر رحمان نبی اُف و ارتش سرخ در آید دیده بودم. در آنجا با روشنفکرانی آشنا شدم که تو گویی از زمان سامانیان آمده بودند و در نماز جمعه در صف نمازگزارانی ایستادم که خارج از آتمسفر رسانه های گروهی و در عصر ابوحنیفه می زیستند و هم اکنون مگر در شرق اروپا و در میان مسلمانان حوزه بالکان چه می گذرد؟ تصویری که ما در مجله « سوره » چاپ کردیم بسیار گویاست: جوانی با گیسوان بلند و عینک رمبویی پیشانی بندی بسته است که روی آن نوشته: « الله اکبر، جهاد ». و این واقعه در میان مرزهای کنترل شده سپهر اطلاعاتی غرب روی داده است؛ و مگر جایی در کره زمین هست که بیرون از این مرزها باشد؟
دهکده جهانی واقعیت پیدا کرده است، چه بخواهیم و چه نخواهیم، و ماهواره ها مرزهای جغرافیایی را انکار کرده اند. این همان دهکده ای است که گرگوار سامسا در آن چشم باز کرده است. این همان دهکده ای است که مردمانش صورت مسخ شده « کرگدن » های اوژن یونسکو را پذیرفته اند. همان دهکده ای که مردمانش « در انتظار گودو » هستند. این همان دهکده ای است که در آن مردمان را به یک صورتِ واحد قالب می زنند و هیچ کس نمی تواند از قبول مقتضیات تمدن تکنولوژیک سر باز زند. این همان دهکده ای است که بر سر ساکنانش آنتن هایی روییده است که یکصد و پنجاه کانال ماهواره ها را مستقیماً دریافت می کنند. این همان دهکده ای است که در آن روبوت ها عاشق یکدیگر می شوند. این همان دهکده ای است که در آن « ترمیناتور دو » به سی سال قبل باز می گردد و خودش را از بین می برد. این همان دهکده ای است که در آن «بَت من» و «ژوکر» با هم مبارزه می کنند. این همان دهکده ای است که در تلویزیون هایش دختران شش ساله را آموزش جنسی می دهند، همان دهکده ای که در آن گوسفندهایی با سر انسان و انسان هایی با سر خوک به دنیا می آیند. این همان دهکده ای است که در آن تابلوی « مسیح از ورای ادرار » ماه ها توجهات همه رسانه های گروهی را به خود جلب می کند. این همان دهکده ای است که در آن دویست و چهل و شش نوع تجاوز جنسی رواج دارد... اما عجیب اینجاست که باز هم این همان دهکده ای است که در زیر آسمانش بسیجیان در رَمل های فکه زیسته اند، همان دهکده جهانی که در نیمه شب هایش ماه، هم بر کازینوهای « لاس وِگاس » تابیده است و هم بر حسینیه « دوکوهه » و گورهایی که در آن بسیجیان از خوف خدا و عشق او می گریسته اند. دنیای عجیبی است، نه؟
بیش از یک قرن است که علی الظاهر هیچ تمدنی جز تمدن غرب در سراسر سیاره زمین وجود ندارد. همه جا در تسخیر این صورت از حیات بشری است که تمدن غرب با خود به ارمغان آورده است. هیچ یک از اُمم عالم نتوانسته اند نه در زبان، نه در فرهنگ، نه در معماری، نه در حیات اجتماعی و نه در زندگی فردی، خود را از تأثیرات تمدن غرب دور نگاه دارند. و اکنون که با وجود ماهواره ها، مرزهای جغرافیایی نیز انکار شده است آینه جادو در یکایک خانه های این دهکده به هم پیوسته جهانی نفوذ کرده است، عقل سطحی چنین حکم می کند که دیگر هیچ چیز نمی تواند حکومت جهانی مفیستوفلس را حتی به لرزه بیندازد، چه رسد به آنکه آن را به انقراض بکشاند. اما چنین نیست.
میلان کوندرا در کتاب « هنر رُمان » از تناقض هایی خاصّ این آخرین دوران تمدن غرب نام می برد که آنها را « تناقض های پایانه ای » می خواند. مثالی که او می آورد می تواند پرده ابهام از این تعبیر به یک سو زند:
در طیّ عصر جدید، عقل دکارتی همه ارزشهای به ارث رسیده از قرون وسطی را، یکی پس از دیگری تحلیل می بـرد. اما، در زمــان پیروزی تــامّ و تمام عقل، ایــن عنصر غیــر عقلی محض ( قدرتی صرفاً در پی خواست خویشتن ) است که بر صحنه جهان تسلط خواهد یافت، زیرا دیگر هیچ نظامی از ارزشهای مقبول همگان وجود ندارد که بتواند مانع پیشروی آن شود.
اگر واقع گرا باشیم جنگ جهانی دوم را یکی از ترمینال هایی خواهیم یافت که ذات پارادوکسیکال غرب در آن ظهور یافته است. نمی دانم شما جنگ کویت را چگونه تفسیر می کنید، اما من در آن یک تناقض می یابم؛ تناقضی که شاخک های حسّ ششم بسیاری از متفکران غربی – و از جمله نوآم چامسکی – آن را دریافت. غرب پیروزی خود را در جنگ کویت در میان یک حسّ اضطراب همگانی جشن گرفت و این اضطراب، از جمله در لوس آنجلس، نشتری شد که دُمل چرکین یک اعتراض واقعی را ترکاند.
غرب ذاتی پارادوکسیکال دارد و این پارادوکس های پایانه ای، سرنوشت محتومی هستند که تمدن امروز به سوی آن راه می سپرده است. انفجار اطلاعات از همین ترمینال هایی است که تناقض نهفته در باطن تمدن امروز را آشکار خواهد کرد. وقتی حصارهای اطلاعاتی فرو بریزد مردم جهان خواهند دید که این دژ ظاهراً مستحکم بنیان هایی بسیار پوسیده دارد که به تلنگری فرو خواهد ریخت. قدرت غرب، قدرتی بنیان گرفته بر جهل است و آگاهی های جمعی که انقلاب زا هستند به یکباره روی می آورند؛ همچون انفجار نور. شوروی نیز تا آن گاه که فصل فروپاشی اش آغاز نشده بود خود را قدرتمند و یکپارچه نشان می داد و غرب نیز آن را همچون دشمنی بزرگ در برابر خویش می انگاشت. تنها بعد از فروپاشی بود که باطن پوسیده و از هم گسیخته شوروی آشکار شد.
اکنون در غرب، همه چیز با سال های دهه 1930 تفاوت یافته است. مردم با اضطرابی که از یک عدم اطمینان همگانی برمی آید به فردا می نگرند. آنها هر لحظه انتظار می کشند تا آن دژ اطلاعاتی که موجودیت سیاسی غرب بر آن بنیان گرفته است با یک انفجار مهیب فرو بریزد و آن روی پنهان تمدن آشکار شود. برای آنکه ردیف منظم آجرهایی که متکی بر یکدیگر هستند فرو ریزد، کافی است که همان آجر نخستین سرنگون شود. تمدن ها هم پیر می شوند و می میرند و از بطن ویرانه هاشان تمدنی دیگر سر بر می آورد. در آغاز، تمدن با یک اعتماد مطلق به قدرت خویش پا می گیرد و هنگامی که این احساس جای خود را به عدم اعتماد بخشید، باید دانست که موعد سرنگونی فرارسیده است.
و اما درباره خودمان. نباید بترسیم. حصارها تا هنگامی مفید فایده ای هستند که دزدان شب رو، بر زمین می زیند، اما آن گاه که دزدان از آسمان فرود می آیند، چگونه می توان به حصارها اطمینان کرد؟ پس باید از این اندیشه که حصارهایی بتوانند ما را از شرّ ماهواره ها محفوظ دارند، بیرون شد و « خانه را در دامنه آتشفشان بنا کرد. » باید در رو به رو شدن با واقعیت، به اندازه کافی جرئت و شجاعت داشت. غرب چنین است که در عین ضعف، بیش تر از همیشه رجز می خواند تا خود را در پناه وهم حفظ کند. جنگ کویت چنین بود و بنابراین، تنها اسیران حصارهای توهّم را به وحشت دچار کرد نه آنان که ضعف و پیری این قداره بند مفلوک را در پس اعمال و اقوالش می دیدند. می خواهم بگویم که خود ماهواره، در عالم واقع، آن همه ترس ندارد که طنین این خبر در عالم وهم: « ماهواره دارد می آید. » طنین این خبر تا آنجا هراسناک است که بسیاری، از هم اکنون فاتحه همه چیز را خوانده اند: هویت ملی، اخلاق، زبان فارسی... چنان که پیش از آمدن تلویزیون نیز سخنانی چنین در افواه بود.
ماهواره مظهر آن پیوستگی جهانی است که تمدن جدید انتظار می برده است. آمریکا نیز مظهر آن اراده جمعی است که همراه با بشر جدید پیدا شده و در جست و جوی قدرت و استیلا، توسعه و اطلاق یافته است. « استیلا » و « ولایت » هم ریشه هستند و اگر بعضی از محققان استیلای غرب را بر عالم « ولایت طاغوت » خوانده اند، تعبیری را می جسته اند که بتواند مفاهیم جدید را در حوزه معرفت دینی معنا کند؛ و چه تعبیر درستی یافته اند. غرب، از همان آغاز، غایتی مگر برپایی یک حکومت جهانی نداشته است و هم اکنون نیز چه آنان که از حاکمیت ماهواره ها به وحشت افتاده اند و چه آنان که مشتاقانه چنین روزی را انتظار می برند، هر دو، حاکمیت ماهواره ها را با حاکمیت جهانی غرب یکسان گرفته اند؛ و هر دو اشتباه می کنند.
| بصیرت : ساعاتی پیش خبرگزاری مهر از قول رئیس شورای اطلاع رسانی وزارت کشور اعلام کرد:حجت الاسلام محمد حسین موسی پور، رئیس شورای اطلاع رسانی وزارت کشور و معاون پارلمانی این وزارتخانه در حاشیه جلسه علنی امروز مجلس شورای اسلامی به خبرنگاران گفت که این انتصاب با پیشنهاد وزارت کشور و تصویب هیئت دولت انجام شده است. موسی پور افزود: جهانبخش دارای سوابق اجرایی در اولویت های مختلف از جمله فرمانداری و قائم مقام صدا و سیمای مشهد، قائم مقامی بنیاد جانبازان بوده و آخرین مسئولیت وی نیز ریاست صندوق فنی- حرفه ای استان خراسان رضوی بوده است. گفتنی است که موسی پور در خبر چند روز پیش منتشر بر خروجی همین خبرگزاری خبر از تغییر استانداران خراسان شمالی و کرمانشاه داده بود |
| آبادگران جوان: 7 نماینده مجلس در نامه ای به رئیسجمهور دستور تسریع در تکمیل و راهاندازی جایگاههای CNG در سطح استان کرمانشاه را خواستار شدند. سلیمانی نماینده کنگاور، جاسمی اجاق نماینده قصرشیرین، فلاحتپیشه نماینده اسلامآباد غرب، امینی و اللهیاری نمایندگان کرمانشاه ، محمدی نماینده پاوه و الیاسی نماینده سنقر در تذکری به رئیس جمهور خواستار دستور تسریع در تکمیل و راهاندازی جایگاههای CNG در سطح استان کرمانشاه و دستور تسریع در نصب دستگاههای کارتخوان توزیع بنزین در جایگاههای تازهساز استان کرمانشاه شدند |
|
|
|
|




